فعالیت در هر زمینه ای نیازمند فراگیری فرهنگ کاری و شغلی مرتبط با خود است. این فرهنگ برخواسته از احساسات و نیاز های افراد در رابطه با آن زمینه فعالیت می باشد. در سرمایه گذاری نیز اگر چه فرد به صورت مستقیم یا غیر مستقیم با آن درگیر باشد، همانند بقیه مشاغل نیازمند رعایت برخی احساسات و دوری ازتفکرات اشتباه یا به اصطلاح سمی می باشد. به خصوص در بازار سرمایه که افراد مختلف در ساعات فعالیت بازار باهم رودرو هستند و رفتار و حرکات آنها ممکن است بر دیگری تاثیر گذار باشد.

در این مقاله قصد داریم ضمن توضیح در رابطه با تفکرات سمی بازار، با بیان برخی نکات دیگر، معامله گران را در مسیر سرمایه گذاری راهنمایی کنیم.

چرا معامله گری در بازار سرمایه پیچیده است؟

معامله گری در بازار سرمایه در عین داشتن ظاهری ساده و جذاب دارای پیچیدگی‌ها و دشواری‌های فروانی است. به‌طوری‌که درصد زیادی از کسانی که وارد بازار می‌شوند حتی با یادگیری تحلیل های مختلف تکنیکال و بنیادی، بازهم موفق به کسب سود مستمر از آن نمی‌شوند. دلیل پیچیدگی معامله گری در بازار سرمایه این است که انسان در طول فرایند انجام یک معامله و گرفتن تصمیم ،با عواطف و احساسات انسانی خود و در بیشتر مواقع با احساسات دیگران مواجه می‌شود و اقدام به انتخاب راه نادرست و یا از پیش تصمیم گرفته نشده می کند.

افراد درگیر طمع، ترس، هیجان، استرس و … می‌شوند و توان مدیریت صحیح معامله خود را از دست می‌دهد. روانشناسی معامله گر شاید کلید گمشده معامله گران بازار های مالی به خصوص بازار بورس و اوراق بهادار ایران باشد. حتی گاهی اوقات ممکن است افرادی که دارای تخصص لازم و حرفه ای در زمینه سرمایه گذاری نیز هستند از افراد بدون تخصص، بازدهی کمتری کسب کنند. این بیانگر این نکته است که برای حضور در بازار های مالی فرد باید همه جانبه معامله گر باشد.

تفکرات سمی در بازار سرمایه:

تفکرات سمی تعبیری از برخی اندیشه هایی است که ممکن است شما را در راه رسیدن به اهدافتان دچار گمراهی کند. در بازار سرمایه نیز ممکن است این دسته از تفکرات، متناسب با سطح هدف گذاری افراد در مسیر سرمایه گذاری وجود داشته باشد.

برای مثال: یک سرمایه گذار بازار سرمایه در ابتدا با خرید یک سهم، حد سود مورد انتظار خود از آن سهم را مشخص می کند. زمانی که سهم به آن نقطه از بازدهی می رسد؛ سهام دار با احساس خوشحالی از رشد سهم، تشویق به نگهداری سهم برای رسیدن به نقاط بالاتر می شود؛ اما تجربه نشان داده است طمع حاصل از ادامه سهام داری یک سهم، اغلب منجر به کاهش بازدهی و حتی ضرر فرد در آن سهم می شود. یا از طرفی دیگر سهامداری با خرید سهام یک شرکت توجه ای به حد ضرر آن سهم نمیکند و با کاهش بیش از حد قیمت آن سهم حاضر به فروش آن تا رسیدن به بازدهی نیست.

بنابراین گاهی اوقات این تفکرات سمی باعث می شود فرد به دنبال کسب سود بیشتر از یک‌ سهم، بقیه فرصت های خوب بازار را از دست دهد.

باورهای اشتباه در معامله گری در بازار سرمایه

باورهای اشتباه معامله گری در بازار سرمایه چه چیزهایی هستند؟

الف) یکی از باور های اشتباه در معامله گری این است که گمان می‌کنیم می‌دانیم قرار است چه اتفاقی بیفتد. این موضوع نوعی اعتمادبه‌نفس کاذب در تحلیل گری به فرد دست میدهد. درواقع سرمایه گذار باید متناسب با شرایط مختلف امکان تغیر استراتژي را داشته باشد.

برای مثال: زمانی که خریدی را قبل رسیدن به نقطه مناسب انجام می‌دهیم با خودمان می‌گوییم قیمت که به آنجا می‌رسد چرا من زودتر نخرم تا سود بیشتری کنم؟ شما فکر می‌کنید می‌دانید که حتماً قیمت به نقطه صادرکننده سیگنال خریدتان خواهد رسید پس دلیل برای انتظار و رسیدن به آن در خود نمی‌بینید. درحالی‌که واقعیت این است که هیچ قطعیتی در بازار وجود ندارد و هرلحظه ممکن است مسیر قیمت تغییر کند. البته این بدین معنا نیس که فرد باید هر لحظه آماده تغییر باشد بلکه در شرایط ثابت بهترین استراتژي، ثابت ماندن در اهداف قبلی می باشد.

ب) یکی دیگر از باور های اشتباه این است که انسان ها همیشه عادت دارند که اتفاقاتی که در حال وقوع هستند را به آینده تعمیم دهند. اگر قیمت ها در بازار در حال افزایش است، معمولا تصمیمات معامله گر هم مبتنی بر افزایش قیمت ها خواهد بود.

برای مثال: فرد میگوید اگر در شرایط کنونی سهم a را بخرم میتوانم تا یک ماه دیگر 40 درصد سود کسب کنم و بدون اتخاذ حد ضرر و استراتژي معاملاتی تصمیم به خرید میکند. اما بایستی معامله گران به این نکته توجه داشته باشند که قیمت ها در بازار همواره با اصلاح و بازگشت های خلاف روندی همراه است. معامله گران تازه کار اغلب این موضوع را فراموش می کنند و بیشتر دنباله رو حرکات یک سویه قیمت هستند.

معاملات زیاد در بازار سرمایه

در بازار سرمایه، انجام معاملات زیاد طی یک روز یا یک هفته چه مشکلاتی ایجاد میکند؟

از باور های اشتباه معامله گری انجام معاملات زیاد در طی یک روز یا یک هفته است. معمولا علت این است که معامله گرتمایل دارد تمام حرکت ها و نوسانات جذاب بازار را بدون کم و کاست شکار کند. این امر تقریبا محال است و بزرگترین تحلیل گران و معامله گران دنیا نیز این کار را انجام نمی دهند. زیرا این امر موجب میشود سرعت عمل فدای استراتژی های اصلی معاملاتی فرد شود و با خیال کسب سود بیشتر در زمان کمتر ،سود های از قبل پیشبینی کرده خود را ازدست بدهد.

نتیجه گیری:

به نظر میرسد سرمایه گذاران در همه بازارهای مالی و به خصوص بازار سرمایه باید به یک نوع انضباط در تصمیم گیری و تفکرات خود نسبت به سرمایه گذاری رسیده و خود را در برابر قرار گرفتن شرایط مختلف، ملتزم به رعایت قوانین شخصی خود کنند.